هر شب از آینه ها می پرسم :
به کدامین شیوه بکشانم به کلاس ؟
بچه ها را ببرم تا لب دریاچه ی عشق ؟
غرق دریای تفکر بکنم ؟
با تسم , با عشق !!!
" من معلم هستم "
نیمکت ها نفس گرم قدم های مرا می فهمند..
بال های قلم و تخته سیاه ,
رمز پرواز مرا می دانند ,
سیب ها دست مرا می خوانند ,
" من معلم هستم "
درد فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن ....... همگی مال من است .
روز معلم
بر شما معلمان عزیز مبارک.
خاطرات و مخاطرات یک معلم...
ما را در سایت خاطرات و مخاطرات یک معلم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141